السيد الخميني

13

سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )

مِنْها » « 1 » . فَقالَ : أَخْبِرْني بِما لا يَحِلُّ تَرْكُهُ وَلا يَتِمُّ الصَّلاةُ الّا بِهِ . فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ : « لا يَتِمُّ الصَّلاةُ إِلّا لِذي طُهْرٍ سابغٍ وَتَمامٍ بالِغٍ غَيْرِ نازِغٍ وَلا زائِغٍ ، عَرَفَ فَاخْبَتَ فَثَبَتَ وَهُوَ واقِفٌ بَيْنَ الْيَأسِ وَالطَّمَعِ وَالصَّبْرِ وَالْجَزَعِ كَأَنَّ الْوَعْدَ لَهُ صُنِعَ وَالْوَعيدَ بِهِ وَقَعَ ، بَذَلَ عَرَضَهُ وَتَمَثَّلَ غَرَضَهُ وَبَذَلَ فِي اللَّه الْمُهْجَةَ وَتَنَكَّبَ إِلَيْهِ الْمَحَجَّةَ غَيْرِ مُرْتَغِمٍ بِارْتِغامٍ ، يَقْطَعُ عَلائِقَ الإِهتِمامِ بِغَيْرِ مَنْ لَهُ قَصَدَ وَإِلَيْهِ وَفَدَ وَمِنْهُ اسْتَرْفَدَ ؛ فَإِذا أَتى بِذلِكَ كانَتْ هِيَ الَّتي تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنَكَر . . . » « 2 » الحديث .

--> ( 1 ) - در فلاح السائل مطبوع و بقيه مصادر روايى به جاى جمله « لست تفي بواحد منها » جمله « لست تؤاخذ بها » ذكر شده است و لكن متن حديث كاملًا مطابق با نقل مرحوم قاضى سعيد قمّى در كتاب أسرار العبادة وحقيقة الصلاة ، ص 8 مىباشد . ( 2 ) - « از كتاب فلاح السائل نوشتهء عارف سالك مجاهد ابن طاووس رضى اللَّه عنه منقول است كه در آن گفته : حديث شده ، رزام غلام آزاد شدهء خالد بن عبداللَّه ، كه از اشقيا بود ، در حضور ابوجعفر منصور ( دوانيقى ) از امام جعفر بن محمد ( الصادق ) عليهماالسلام دربارهء نماز و حدود آن پرسيد . آن حضرت عليه السلام فرمود : « نماز را چهار هزار حد است كه تو ( حتى ) يكى از آن حدود را تمام نتوانى كرد » . رزام گفت : « مرا خبر ده از آنچه كه ترك آن جايز نيست و نماز جز بدان تمام نمىگردد » . فرمود : « نماز به كمال نمىرسد جز براى كسى ( نمازگزارى ) كه داراى طهارتى همه جانبه و تماميتى رسا باشد ؛ نه ديگران را اغوا كند و نه خود از حق منحرف گردد ؛ ( خدا را ) شناخته و سر تسليم فرود آورده استقامت و ثبات در پيش گيرد ؛ بين نوميدى ( از رحمت خدا ) و طمع ( به رحمت او ) و ميان شكيبايى و بيتابى ايستاده باشد ، گويى وعدهء نيكوى خدا ( ثواب و پاداش ) برايش عملى شده و وعدهء عذاب بر او واقع گشته ؛ مال و متاع خود را ( در راه خدا ) بذل نموده و هدف خود را ( از عبادت ) پيش رو قرار داده و در راه خدا خون خود ارزانى كرده و در راه به سوى خدا از ماسواى او روى گردانده ؛ در بينى بر خاك نهادن ( در سجده ) هيچ ناخوشايندى و كراهتى در دل ندارد ؛ رشته‌هاى پيوند را به غير آن كس كه او را قصد كرده و به سويش روانه شده و از او عطا و يارى طلبيده گسسته است ؛ پس چون چنين نمازى به جاى آورد ، اين همان نمازى است كه از فحشا و منكر باز مىدارد » . حديث ادامه دارد . ( فلاح السائل ، ص 63 )